تبلیغات
me and you - عشق و آزادی
به me and you خوش آمدید ...
عشق و آزادی

سلام تک ستاره ی شبهای تنهاییم،خیلی وقته که از حال و احوالت بی خبرم،خیلی وقته که دارم از درد فراغت می سوزم،آرزو می کنم هر جا که هستی،با هر کی که هستی،شاد و سرحال باشی،امیدوارم هیچ غم و غصه ای رو تحمل نکنی،حاضرم همه ی غم و غصه وناراحتی هاتوبا جون و دل واسه خودم نگه دارم اما تو آروم و بی دغدغه،شیرین و شاد زندگی کنی،حاضرم همه ی درد هاتو به جون بخرم اما و عاری از هر دردی توی این دنیا بمونی،بمونی و با موندن و بودنت جونی بگیرم،حتی حاضرم همه ی بارهای زندگیتو به دوش بکشم تا عشقم خوش و خرم به زندگیش ادامه بده،عزیز تر از جونم نمی دونم کی بر می گردی اما یقین دارم که بر می گردی،تا اون لحظه منتظرت می مونم،دلم واسه صدات،واسه طعم لبات،عطرنفسات و گرمی تنت یه ذره شده،دلم می خواد بازم مثل اون موقع ها سرمو بزارم رو شونه هات و باهات حرف بزنم،خیلی حرفا دارم که بگم از آدم ها،از این زمونه ی پست و نامرد،از دنیاو....نمی دونم از کی و از چی بگم،اما دلم می خواد باهات حرف بزنم،دلم می خواد کنارم باشی،واگه بازم حرفی زدم که عادلانه نبود تو با منطقت منو قانع کنی و به قول معروف حالیم کنی که دنیا دست کیه!!!راستش آدما یه جورین،نمی دونم به چی می گن عشق،تا یکی رو 1 بار یا 2 بار دیدن می گن وااااای من عاشق شدم،آخ واسش تب می کنم،خدایا میمیرم واسش،اما وقتی موقع عمل می رسه می گن غلط کردیم،آقا بچگی کردیم،نادونی کردیم،فک می کنن اگه طرفشون خوشکل و خوش اندام باشه حتما باهاش خوشبخت می شن،وای خدا زمونه چرا اینطوریه؟چرا آدما به آینده نگاه نمی کنن،چرا فک می کنن خوشکلی خوشبختی میاره؟کاش می شد بهشون حالی کرد که زیبایی به سیرت آدماست نه به صورتشون،نمی دونم چند نفر با این حرفم موافقن اما اینو با منطق خودم می گم،بدون شک هم مطمئنم که حرفم درسته،راستش چند هفته پیش یکی از دوستام بهم زنگ زدو گفت که با یه پسره آشنا شده که هم خوش قیافه اس،هم خوش استیله،هم معروفه،هم با حال و با فرهنگ و ... خلاصه کلی ازش تعریف کرد،ظاهرا یه کوچولو تو کار خوانندگی هم هست،گفتم باریک الله ، ایشالله خوشبخت بشی،اما می دونستم آخر داستانش چی می شه،ترسیدم نصیحتش کنم آخه قبلا از این مورد ها زیاد بوده و مسلما آدم بده هم من می شدم،می دونم حرفام کلیشه ایه و بیشتر از هزار بار از این حرفا رو شنیدین اما حقیقته،یه حقیقته تلخ که داره اتفاق می افته ،عاقبته دوستم رو خودتون هم می تونین حدس بزنین،بعضی از آدما واقعا پست و کثیفن،بعضی ها هم اونقدر ساده وبیچاره که خیلی راحت تر از اون چیزی که فکرشو می کنیم فریب این دسته از آدمای شیطان صفت رو می خورن و قربانی هوس می شن،بچه ها اینا رو واسه شما میگم،من در حدی نیستم که بخوام کسی رو نصیحت کنم یا بخوام مثلا شما رو به راه بیارم،نمی گم دوستی های دختر و پسر اساسا اشباهه،آخه خودمم از همین دسته از افراد بودم،اما به پاکی خون امام علی (ع) قسم که عشق ما پاک بود،خانواده هامون از عشقمون با خبر بودن!الآنم اگه عشقم رفته بدون تردید واسه رفتنش دلیل داشته و مطمئنم که بر می گرده،نمی خوام گله کنم اما شاید اگه بعضی از خانواده ها یه ذره فقط یه ذره منطق و فرهنگ داشتن الآن اوضاع جامعه ی ما اینطوری نمی شد،بعضی ها اونقدر بچه هاشونو محدود کردن که طفلی ها مثل پرنده ی تو قفس می مونن،پرنده ای که وقتی رها شد،حالا خواسته یا ناخواسته،میره و دیگه پشت سرش رو هم نگاه نمی کنه،کاش همه ی این دوستی ها در چار چوب خانواده ها اتفاق می افتاد تا جوونامون اینقدر به فساد کشیده نمی شدن،کاش پدرومادرای ما از همون اول به بچه هاشون نحوه ی درست زندگی کردن رو می فهموندن البته با یه منطقِ درست.اگه یه پدر به بچه اش نشون میداد که بعضی از کارا مثلا بده شاید اون بچه هم الان به این روز نمی افتاد.مثلا پدر من هیچوقت به من نگفت که چشم چرونی نکن،اما این کارو نکرد و گفت که بده،ضررهاشو بهم گفت ومنو قانع کرد که عاقبت این کار اصلا خوب نیس.من عددی نیستم که بخوام این چیزا رو به رخ بکشم،فقط می خوام مثل یه خواهر کوچیکتر که خاک پای همه تونه باهاتون حرف بزنم چیزایی رو که همه تون می دونین و می بینین رو بهتون یادآوری کنم و بگم آبجی ها و داداش های گلم،مامان و باباهای عزیز به خدا این درست نیست،چرا رفاقت ها رو باید اینطوری جلوه بدیم؟چرا وقتی میگیم فلانی با فلانی دوسته همه یه طوری نگاش می کنن که انگار قتل انجام داده؟چرا نباید خودمون این دوستی ها رو به وجود بیاریم،دوستی های پاک و سالم؟؟!!؟؟چرا نباید مثل خواهر و برادر باشیم؟چرا نگاه هامون باید از روی هوس باشه؟؟؟چرا باید اونقدر محدود باشیم که آخرش باشیم یه آدم رذل و پست که جز نیازه جنسیش هیچ چیزه دیگه ای براش مهم نیست؟؟؟به خدا ما هم می تونیم کنار هم باشیم و با یه دید و دل پاک به جنس مخالفمون نگاه کنیم؟؟؟ما هم می تونیم پاک باشیم و پاکی رو به همه یاد بدیم و از طاهر بودنمون لذت ببریم،به مولا قسم جوونامون چیزی توی دلشون نیست،دلاشون کوچیکه،فقط  یکی رو می خوان که پشتشون باشه،یکی رو می خوان که بهش تکیه کنن،چرا نباید همه امون با هم باشیم؟؟؟چرا نباید تکیه گاه هم باشیم؟؟؟اگه با هم باشیم می تونیم مملکتمون رو آباد کنیم،خدایا کمکمون کن از این حصاری که خیلی ها توش گیر کردن آزاد بشن،عشق شیرینم دعا کن،تو دلت خیلی پاکه،دعا کن روزی برسه که دختر و پسرا با هم باشن،کنار هم باشن و دست تو دست هم به مملکتشون خدمت کنن و یه دنیای پاک و سالم رو تجربه کنن،بچه ها همگی تون دعا کنین،این حرفا شعار نیست،یه آرزوئه،یه خواسته،خواسته ای که همه ی جوونا دارن و من یقین دارم که این اتفاق می افته،ما اگه آزاد باشیم و بتونیم دست به دست هم بدیم می تونیم مشت بشیم توی دهن دشمن،به حرفام فک کنین،خدایا برسون روزی رو که بتونم دستای عشقم رو توی دستام حس کنم و دوباره با وجودش جون تازه بگیرم،عشق من برگرد،بیا تا دوباره،دوباره و دوباره مال هم باشیم و با هم زندگی کنیم،روزا رو با هم شروع و شبا رو هم با یه بوسه ی داغ و عاشقانه به اتمام برسونیم،بازم کنار هم به آرامش برسیم و بتونیم با بودن کنار هم دیگه آروم و بی دغدغه زندگی کنیم،عاشقانه و تا ابد.خدایا برسون روزی که منو عشقم بازم ما بشیم.

بچه ها دعامون کنین....






این مطلب توسط arezoo-zahra derakhshandeh  روز پنجشنبه 13 مرداد 1390 در ساعت 01:37 ب.ظ نوشته شد | نظرات()