تبلیغات
me and you - منتظران عشق
به me and you خوش آمدید ...
منتظران عشق

سلامی گرم و زیبا به تنها سکان دار کشتی قلبم،سلامی به بزرگی و وسعت دریای معرفت به تو ای زیبا ترین و اهورایی ترین فرشته ی من،مدتی است که رفته ای  اما گویی سالهاست که بی تو شده ام،یک لحظه نبودن تو در کنارم مساوی است با سالها دوری از تو،سالها انتظار،سالها بی قراری،سالها دلتنگی،سالها دعا و نیایش به درگاه خدای احساس،خدای عشق،سالها نیایش و التماس به درگاه حضرت حق برای بازگشت تو بهترینم،برای بازگشت کسی که تمام عشق ومهرومعرفتم را با جان و دل نثارش کردم،درحضورعشق و در حضور احساسی که به زلالی آب حیات است سوگند یاد می کنم که هرگز تو بهترینم را به باد فراموشی نسپارم،سوگند یاد می کنم که تا لحظه ای که جان در بدن دارم از عشق و عاطفه ای که در قلب و روحم به امانت گذاشته ای مانند چشمانم مراقبت کنم،بهترینم عشق تو مانند گل های رز تازه اس در گلخانه ی قلبم و من برای اینکه گل عشق ما هر روز تازه تر و شاداب تر از روز قبل بشه به گلخانه ی قلبم قدم می گذارم و لحظه ها مشغول تماشای آنها می شوم زیرا آنها یادآور عشق و دوستی ما هستند،یادآور لحظه های با هم بودن وبه یاد هم زنده بودن ما هستند،یادآور لحظه هایی هستند که من با یاد تو نفس می کشیدم تو نیز با یاد من،یادآور لحظه ایی که با دستان پر مهر خود گل هایی زیبا را در قلبم کاشتی و اکنون به عشقم می گویم که گل های عشقمان آن چنان زیباست و آنچنان عمیق است و با ریشه های محبت آن چنان در عمق دلم ریشه دوانیده که هیچ بیگانه ای را یارای نابودی آنها نیست.عشق من گل های عشقمان به لطف و رحمت ایزد یکتا روز به روز زیبا تر و شاداب تر از قبل به نظر می رسند،الهی جانم به فدای چشمان زیبا و پر فروغت،می دانم که تو الهه ی تقدس و غرورم به زودی به مهمانخانه ی دلم قدم می گذاری و وارد آنجا می شوی و با عطر خوش بوی خود فضای آنجا را معطر می سازی،قول می دهم اینبار که آمدی کلید های قلبم را به تو می سپارم تا فقط و فقط تو صاحب آنجا باشی وبس.عشق تو همچون آهویی چابک و زیبا در صحرای دلم به جست و خیز عاشقانه اش تمام حواس مرا به سوی خود جلب می کند،می خواهم از عشق بگویم از عشق،عشق،عشق،عشق،اما تا سخن از این کلمه ی با عظمت به میان می آید قلمم از حرکت می ایستد گویی خود را در مقابل عظمت و بزرگی و تقدس این کلمه کوچک می پندارد،آری عشق مقدس است،عشق آنقدر پاک و زلال و عظیم است که زبان از توصیف آن عاجز است،اما حیف که اکنون در این زمانه مردم این دیار و سرزمین عظمت عشق را نادیده گرفته و آن را با دیوی وحشتناک و بی رحم به نام«هوس»اشتباه گرفته اند،گویی دیگر عشق میان مردم جایگاهی ندارد،این دیو بی رحمی که در این زمانه همه را به بردگی بی چون و چرای خود درآورده،به برده های خود یاد می دهد که با قلب و احساس یکدیگر بازی کنند به برده های خود شکستن را یاد می دهد،از آنها می خواهد که احساس را زیر پاهای بی رحم خود له کنندو هر یک بی رحمانه نظاره گر خورد شدن دیگری بنشیند،اینک پاک بودن و پاک زیستن فراموش شده،تجملات چشمها را خیره کرده،کسی به فکر کسی نیست و هر کس به منافع خود می اندیشد،خدای من،خدای احساس،خدای خوبیها و عشق،تا به کی فریب و نیرنگ؟تا به کی شکستن؟جایگاه عشق پاک در زندگی ها ی امروز کجاست؟عاشق کیست؟آیا عاشقی هست؟آیا امروزه صداقت هست؟عشق را در کجا جستو جو کنیم؟به پاکی و زلالی عشق قسم که فراموش گشته آیین خوبان و پاک بازان،زلال بودن از یادها رفته،فراموش گشته عشق و شور و مستی،خداوندا عاشقی نمی بینم،شوری نیست،هیجانی نیست،عشقی نیست،عشقی پاک و مقدس که یادآور پاکی و زلالی لیلی و عاشق پیشگی مجنون باشد دراین روزگار سرد و خشن دیده نمی شود،خداوندا خسته شدیم،نابودی این دیو را از تو طلب می کنیم،می خواهیم عشق به جایگاه اصلی خود بازگردد،چشمانمان به دستان پر مهر توست،از تو می خواهم عشق من نیزکه نمونه ای از عشق مجنون بود نیز به کلبه ی عشق خود بازگردد.خداوندا جواب دل های عاشق مارا زودتر بده،می ترسیم بگذرد و بگذرد و این دیو روز به روز قوی تر شود تا جایی که دیگر حتی ذره ای احساس وجود نداشته باشد،خداوندا نرسان آن روز را،به امید روزی که عشق دوباره به سرزمین ها حاکم شود و احساس در جای جای سرزمین ها دیده شود و هر روز صبح عطر خوش بوی گل های عشق به مشام برسد.با توکل به خدا.منتظران عشق.

التماس دعا....






این مطلب توسط arezoo-zahra derakhshandeh  روز شنبه 7 خرداد 1390 در ساعت 02:00 ب.ظ نوشته شد | نظرات()