تبلیغات
me and you - عشق من
به me and you خوش آمدید ...
عشق من

سلام،یه سلام به عظمت عشق ومحبت به گل همیشه بهارم،امروزحال تنهاماهوش زیباودلربای آسمونِ شبام چطوره؟خوبی عسلم؟اِلهی قربونِ اون نفس های گرمت برم،ملوسم امروز نه اومدم ازت گلایه کنم،نه غُر بزنم،اومدم بگم وبگم و بگم،بازم بگم ازروزهای باهم بودنمون،بگم واین صندوقچه ی دلمو وا کنم و یکی از خاطره های قشنگمونو دوباره مرور کنم.اومدم باز دوباره از عشق و محبتت حرف بزنم،ازوفاوصمیمیتت،یه عده فک میکنن حالا که رفتی دیگه هیچوقت برنمیگردی،فک میکنن بی وفا بودی ودرحقم بی مروتی کردی،اما نمیدونن تنها ستاره ی پرنورِشبای رویاهام تویی،نمیدونن من تورو هرلحظه کنارم میبینم،اصلا بیخیالِ مردم،آدما زیاد حرف میزنن،اما ندونسته!گاهی هم ناخواسته باحرفاشون دلِ بعضی های دیگه رو میشکنن،نمی فهمن وقتی به یه عاشق میگن معشوقه ات دیگه تورونمیخواد یعنی شکستنِ اون عاشق،یعنی فناکردنش،ولی نفسم من به حرفای این آدمایی که ذره ای طعمِعشق رونچشیدن اهمیت نمیدم،این عده از افراد فقط دنبالِ هوس وعشق های الکی ویکی دوروزه ان،نمیدونن وقتی تمامِ زندگیتو به یکی ببخشی یعنی چی؟معنای واقعی عشق رونمیدونن،نمیخوان قبول کنن که بابا عشق مُقدّسه،پاکه،ادم اگه عاشق بشه،اگه به عشقش بگه میخوامت،یعنی حاضرم جونمو،عمرمو،زندگیمو،همه ی داروندارمو بدم تا یه لحظه کنارم باشی،الهه ی دوست داشنی بعدازخدای پاک ومهربون،تورومیپرستم،تویی که مظهرزیبایی و نجابت و پاکی و قداستی،توکه بین همه ی آدما تکی،تویی که وقتی میبینمت عظمت خدارو به یادم میندازی،عروسک آرزوهام،حتی یه لحظه هم نیست که به تو و مهربونی هات فکرنکنم،همیشه دریاد و خاطرم ماندگارو پایداری. بت شرقی قشنگم،یادته یه شب کناردریا،روی شن های ساحل نشستیم و2تاشمع به افتخارکنارهم بودنمون روشن کردیم وچقدرباهم حرف زدیم ودردودل کردیم؟تو میگفتی و منم مثِ یه دختربچه سرمو گذاشتم روی شونه هات و فقط به حرفات گوش میکردم،الهی دردوبلات بخوره توسرم ، دیوونه ی حرف زدنات بودم،عاشق نگاهت و هلاکه خنده هات،هیچوقت اون شب رویادم نمی ره،حتی مو به مو از حرفاتو از بَرَم،یادته چقد قربون صدقه ام میرفتی؟وااای عشقم الهی بمیرم برات که اینقدربامحبت ومهربونی،آرزومه یه باردیگه اون روزا تکرار بشه.دردت به سرم میدونم توهم مثلِ من هیچوقت اون روزو شب های باهم بودنمون رو فراموش نمیکنی و باز برمیگردی پیش خودم.میدونم و اینو به همه ثابت میکنم،زیبارویِ ملوسم حرفاتو یادته؟یادته اون شب کنار دریا چقد از عشق و وفا و صداقت حرف زدیم؟یادته چقدر گفتم از تنهایی بیزارم؟گفتی هیچوقت تنها نیستم،گفتی اول خدارو دارم و بعد هم تو،آره عشقم راست میگفتی،من هم حضورخدارو توی زندگیم حس میکنم و هم وجودِمبارک و معنوی تورو.بزار یکم از حرفای قشنگت رو مرور کنم:

اینم حرفای دلنشینه تو:

(دریا و آسمون دوتا عاشقِ همیشگی ان،هرروزبا نگاه به هم روزشونو شروع میکنن وتا شب فقط به هم نگاه میکنن،فقط نگاه و نگاه و نگاه.همش حسرت میخورن.دوتا عاشق که واسه در آغوش گرفتن و بوسیدن همدیگه لحظه شماری میکنن،به این میگن زندگی کردن به خاطر عشق،نه در کنار عشق.هردوشون میدونن اگه یکیشون نباشه اون یکی نخواهد بود پس میمونن تا عشقشون هم بمونه،اونقدرمیمونن تا جاویدشن.ما آدما هم باید به خاطر عشقمون زندگی کنیم،به خاطر عشقمون نفس بکشیم،به خاطرعشقمون دوریشو تحمل کنیم و فقط واسه اون زنده باشیم،باشیم تاعشقمون هم باشه،واسه کسی زندگی کنیم که عاشقونه بهش دل بستیم و میفهمیم که اونم عاشقمونه.آره عزیزدلم،عشق با مفهوم حقیقی.وقتی میدونی اونم دوست داره و همیشه منتظره خنده هات و چیدن گل بوسه هاته،امید هرلحظه ی زندگی اونم تو و رسیدن به توئه، باید بتونی زندگی کنی،حتی به اجبار،چون تو مال عشقتی و عشقت هم مال تو.عزیزترازجونم دوتا عاشق شایدنتونن به طور رسمی و عینی به هم برسن ولی همین که قلباشون مال همدیگه اس کافیه،همین که واسه هم جون میدن یعنی متعلق به عشق بودن،یعنی مال هم بودن،یعنی تا زنده ای زنده ام،یعنی بمون تا بمونم،مهربونم اینو همیشه یادت باشه که اگه یه رو کنارت نبودم،حتی یه لحظه،مطمئن باش بازم به فکرتم و این یعنی کنارتم،من پُرَم ازتو،مالامال از عشق و وفای تو.یادت باشه اگه یه روز اشکی از اون چشای قشنگت جاری بشه،بزرگترین زخم رو روی قلبم کاشتی،بخند فدات شم،بخندکه محتاج خنده هاتم و...)

واااااااای فرشته ی قشنگ خیلی دوسِت دارم،حرفای دل نشینت رو هیچوقت فراموش نمی کنم.تو هم بخند،توهم بخند تاجون بگیرم،بخند تا آروم بشم،آرامش لحظه هام مطمئن باش که تا آخرین لحظه ی بودنم چشامو به در میدوزم و منتظرِ تو خدای عشق و صفا و محبت میشینم.نفسم برای تو زندگی میکنم،اونقدر می مونم و می مونم و می مونم تا بالاًخره بیای و منو با خودت ببری،ببری و باز با حرفات،بوسه هات و درآغوش گرفتنات مستم کنی،آرزو میکنم یه بار دیگه کنارت باشم و خودمو توی آغوش گرمت رها کنم و اونقدر گریه کنم تا خالی بشم،تهی بشم از درد دوریت،بگم توی روزای نبودت چی کشیدم،برات حرف بزنم،برام حرف بزنی و منو به اوج برسونی.نفسم الان که دارم اینارو مینویسم تورو کنارم حس میکنم،عطرنفسات رو استشمام می کنم،الهی که من فدای اون دل دریاییت بشم که هنوزم به فکرمی و منو از یادنبردی.زندگی من ماله توئه،بیا و قلبی رو که توی سینه ام امانت گذاشتی رو برداروباخودت ببر.بیا و با اومدنت یه عمردوباره بهم ببخش،این اجازه رو بهم بده تا دوباره متولد بشم و این بار از ابتدای خلقتم مال تو باشم و سفت به آغوش بکشمت.بیا تا دوباره من و تو ما بشیم و یکی بشیم.یه بار دیگه سرمستی و نشاط رو بهم برگردون،یه بار دیگه عشق روبهم ارزانی بدار.بیا تا یه باردیگه برای هم بمیریم و زنده بشیم.خداااااااااااا برسون اون روزای قشنگه  دوباره در کنار عشق بودن رو.

خدای عشق ومظهر قداستم من تا ابد میپرستمت.بیااااااا.

منتظرم عشق جاوید من

بچه ها دعام کنین.

دوستون دارم و همتون رو به خدا میسپارم.

یاحق






این مطلب توسط arezoo-zahra derakhshandeh  روز جمعه 23 اردیبهشت 1390 در ساعت 01:56 ب.ظ نوشته شد | نظرات()