تبلیغات
me and you - دل مهربون یار
به me and you خوش آمدید ...
دل مهربون یار

سلام،خوبی؟چه می کنی با زندگی؟خودت می سازیش یا باهاش می سازی؟من که باهاش می سازم.راستی از دلت چه خبر؟ یادمه اون موقع ها همیشه حرفایی واسه گفتن داشتی،حرفای دلت،اون دل مهربونی که هر وقت حرفاشو بهم میگفتی ناخودآگاه اشک از چشام سرازیر میشد،یادمه اون چشای مهربونت همراه با چشام گریه می کرد، اما نمی دونم چی شد یه دفعه؟چی شد که دیگه اون دل مهربونت واسه من هیچ حرفی نداشت؟چی شد که اون چشای روشنت دیگه با چشام گریه نکرد،یعنی دلت با دل من هیچ کاری نداشت؟اشکامودید و بی تفاوت از کنارش رد شد؟شکستم،تو خودم شکستم،واسه همینه که هیچکس صدای شکستن دلم رو نشنید،تو هم شکستی اما با این تفاوت که تو عهدمون رو شکستی،همون عهدی که در حضور قرآن بستیم،قول دادیم که عشقمون یه عشق پاک باشه،پاک بود،تاآخرش هم پاک بود اما دستای شوم سرنوشت عشقمون رو ازمون گرفت،آره،تو راست میگفتی،روزگار حسوده،عاشقارو جدامی کنه،میگفتی از جدایی میترسی ولی خودت ازم جداشدی و رفتی،اما عشقم اینو بدون که از عشق من به تو ذره ای کم نشده،هنوزم منتظرم برگردی،اگه بیای با آغوش گرم به استقبالت میام وبا فریاد خدارو شکر میکنم.الهی قربونت برم،گاهی وقتا که خیلی خسته می شم از انتظار،تو دلم بهت میگم،ای کاش هیچوقت بینمون عشقی وجود نداشت،ای کاش عشقمون یه هوس بود آخه اینطوری فراموش کردنت واسم راحت تر بود،ای کاش هیچوقت بهم محبت نمی کردی،ای کاش هیچوقت مهربون نبودی،هر کس میفهمه عاشق بودم و هستم تعجب میکنه،همه میگن توی این دوره وزمونه دیگه هیچ عاشقی وجود نداره،همه میگن عشق های این دوره و زمونه همش تظاهره،راست میگن؟تو هم به تظاهر میگفتی دوسم داری؟پس چرا من از اعماق قلبم عاشقت شده بودم؟پس چرا نمیتونم فراموشت کنم؟اگه عاشق نبودی پس چراعشق رو به زیبایی همه ی ستاره های آسمون برام توصیف میکردی؟پس چرامن تو چشای تو عشق رو می دیدم؟گوشت بامنه؟می دونی چی میگم؟خیلی واست حرف دارم،ولی اینطوری نمیتونم بگم باید ببینمت،کی میای پس؟اینقدر دلم واسه دردودل کردن باهات تنگ شده ه ه ه ه  که باورت نمیشه،دردودلا زیاده،ولی نمیخوام ازت گلایه کنم،میخوام بگم دوست دارم،دلم برات تنگ شده،دلواپستم،دلم میخواد سرمو بزارم روی شونه هات و به اندازه ی روزای جداییمون گریه کنم،اونقدر گریه کنم که خالی بشم،ولی دلم نمیخواد تو ناراحت بشی آخه دلم نیاد همه ی زندگیمو،همه عمرمو،عشقمو ناراحت کنم،غم تو غمه منه،گریه ی تو مرگ منه،سختی های تو عذاب منه،اصلا باشه،من هیچی ازت نمیخوام،فقط خواهش میکنم آرامش رو بهم برگردون،آرامش من وقتیه که تو کنارم باشی،نفسم،یکی این گوشه ی دنیا شب و روزشو با فک کردن به تو می گذرونه،بیا و این افکار پریشون رو ازش بگیر،یادت نره،دل این دیوونه ی دربه در منتظره که صورت ماهت رو ببینه،خسته شدی؟باشه دیگه حرف نمیزنم،فقط اینو بدون همین که گاهی اوقات میام و اینجا باهات درد و دل میکنم برای چند ساعتی آرومم میکنه،این دلخوشی رو دیگه ازم نگیر،به امید اینکه یه روز برگردی و دوباره از نزدیک باهات حرف بزنم،خیلی دوست دارم عشقم،خوشحال میشم اگه یه حالی ازم بپرسی،منتظرت میمونم،عشقم دعام کن،الهی فدات شم،مواظب خودت باش،با بای گلم.

BACHE HA DOA YADETUN NAREHAAAAAAAAAAAAA.






این مطلب توسط arezoo-zahra derakhshandeh  روز چهارشنبه 17 فروردین 1390 در ساعت 11:38 ب.ظ نوشته شد | نظرات()