تبلیغات
me and you - fereshteye-man
به me and you خوش آمدید ...
fereshteye-man

گلم اوضاع و احوالت چطوره؟ بدون من بهت خوش میگذره؟ خدارو شکر که خوبی عزیزم،خدارو شکر که شادی،منو هنوز یادت هست؟هان؟.... نه یادت نیست،ولی من یادمه تو همونی هستی که آروم و قرارو ازم گرفته، همونی که همیشه همه رو پاکی و زلالیش قسم میخوردن، همونی که با لبخندش همه رو دیوونه کرده،....خیلی دوست دارم ، میدونستی؟ اونقدر که حتی زبان از توصیفش عاجزه،ولی تو چی؟ حتی منو هم یادت نیست، نه ، به خدا قصد گلایه ندارم ،تو اونقدر خوبی که حتی دلم نمیاد گلایه های دلم رو بهت بگم ، ولی چیکار کنم ، دست من نیست ، دله دیگه! می خواد حرف بزنه ،فریاد بزنه،می خواد با فریاد بگه چراااا؟چرا عاشقم کردی؟ تو که نمی خواستی بمونی پس چرا...می دونم تو هیچوقت این حرفای منو نمیخونی ولی برای اینکه خیال خودموراحت کنم میگم شاید هم یه روزی زد و خوندی میخوام بهت بگم بدون تو جون میدم عزیز دلم ، فرشته ی قشنگم بدون تو زندگی برام بی معنیه،گل نازم هرشب برای دوباره دیدنت،دوباره بوییدنت،دوباره حس کردن دستات و چشیدن طعم بوسه هات دعا میکنم شاید باورت نشه ولی در نبود تو مثل یه شمع میسوزم ولحظه به لحظه جون میدم.دلم برات تنگ شده.دلم میخواد فقط یه بار،فقط یه بار دیگه اون چشمای قشنگت رو ببینم و بهت بگم که چقدر بی تو بودن برام سخته، میدونی دیوونه بودن چه حسی داره؟من دیوونه ی اون چشماتم نگات بهترین نگاهیه که تا به حال دیدم.عزیز از حرفام حالت بهم میخوره نه؟میدونم دلت نمیخواد منو ببینی،میدونم هیچ حسی به من نداری.میدونم اون دل کوچیکت یه جای دیگه اسیره،الهی قربون اون دلت برم که ... بگذریم زیاد مزاحمت نمیشم.این وبلاگ رو واسه تو،به عشق تو،به یاد تو وبه امید دوباره دیدنت درست کردم. به خاطر احترامی که واست قائل بودم از زندگیت خودمو کنار کشیدم ، به این امید که به عشقت برسی . همون فرشته ی نازی که ازش حرف میزدی ... یادته روزای آخر دوستیمون چقدر ازش تعریف میکردی،من اینا رو نمیگم که دلت واسم بسوزه  من حس و حالتو درک می کنم.عزیزم تا آخر عمرم فقط به عشق تو نفس می کشم.فدای اون نگات ... امیدوارم یه روز تو رو با لبای خندون که حاضر نیستم خنده های قشنگت رو با یه دنیا عوض کنم کنار همون فرشته ی مهربونت ببینم.

بهترینم دوستت دارم..

********************************

************************

**************

********

******

**

*

 






این مطلب توسط arezoo-zahra derakhshandeh  روز دوشنبه 4 بهمن 1389 در ساعت 06:58 ب.ظ نوشته شد | نظرات()