تبلیغات
me and you - setereye_khamush
به me and you خوش آمدید ...
setereye_khamush

عزیزدلم سلام

خوبی عشقم؟ چرانیستی؟ کمرنگ شدی این روزا، دیگه سراغی از ما نمی گیری، چی شده؟ خسته شدی؟ آره گلم، درست حدس زدی، امروزم این پست رو گذاشتم تا ازت گلایه کنم، شکایت کنم، کاش پیشم بودی و می تونستم سرت داد بزنم، هه....چه حرفا می زنما، آخه مگه من دلم میاد سرتو داد بزنم؟ تو همه کس منی، تو وجود منی، فرشته ای، گله هام ناراحتت می کنه؟ باشه، دیگه گله نمی کنم، دیگه نمی گم چرا نمیای؟ چون مطمئنم که میای، میای وبازم منو تو آغوش پرمحبتت می گیری و موهامو نوازش میکنی. آخ که اون روز چه عشق و حالی بکنم من، اگه بیای حاضرم دوتا چشامو فرش قدم هات کنم، اگه بیای پرواز میکنم و میرم تو آسمونا و واست ستاره ای رو می چینم که مال جفتمون بود،خوبه؟ یادته شبا با هم چقدر ستاره می چیدیم؟ تو ازپنجره ی اتاق خودت و منم از پنجره ی اتاق خودم، همیشه می گفتی اونی که از همه کمرنگ تره مال من وپررنگ تره مال خودت، ولی گلم منم اون که از همه کمرنگ تر بود رو بیشتر دوست داشتم، ستاره ای که پررنگ بود مال همه بود، ولی کمرنگه فقط مال یه نفربود، مال تو بود، من اونو می خواستم ، آره عشقم، اگه بیای میرم و اون ستاره کمرنگه رو از آسمون می چینم و میارمش پایین. بعضی ها میگن اگه ستاره بیاد پایین دیگه از خودش نور نداره، راست میگن؟ شاید این حرفشون درست باشه ولی اونا که نمی دونن چشای نفس من خودش یه عالمه نور داره، اونقدر روشنه که می تونه هزار تا ستاره ی خاموش رو روشن کنه، ستاره ی خاموش اسم ستاره عشق من و توئه، به احترام عشق پاکمون این اسم رو روی وبلاگ گذاشتم، اینا رو گفتم تا بقیه بدونن و جرات نکنن ستاره ی خاموش مارو بچینن ، اون فقط مال ماست، منتظره تا یه روزی من و تو با کمک هم و به عشق هم روشنش کنیم. وقتی اومدی اون ستاره رو می چینم و میدمش به تو، تو هم با برق چشای نازت اونو روشنش میکنی و میشه ستاره ی روشن،آی خداااا کی میشه ستاره ی خاموش ما روشن بشه؟کی میاد اون روز؟ چه شبا که به عشقت تا صبح بیدار می موندم وستاره ها رو می شمردم ، حالا هم پنجره ی اتاقم رو همیشه شبا باز می زارم تا بتونم اون ستاره رو ببینم، تا بتونم باهاش حرف بزنم، می دونم که تو هم همین کارو میکنی،آخه خوب می شناسمت، یادمه هروقت دلت میگرفت با ستاره جون حرف می زدی، ولی یه چیز بگم؟ اونم یواشکی به من می گفت، آخه می دونست چقدر دوست دارم، بهم میگفت تا منم بتونم آرومت کنم، نمی دونم واسه آروم کردنت چقدر موفق بودم ولی همین که بعد از حرف زدن با من می خندیدی و خنده رو روی اون لبای قشنگت می دیدم واسم یه دنیا ارزش داشت، عشق می کردم به مولا، خنده هات دیوونم می کرد، کاش زنده باشم و بتونم یه بار دیگه لبخند رو روی لبات ببینم. امروز اومده بودم مثل همیشه شکایت کنم و داد بزنم و بگم چرا نمیای ولی یاد گذشته ها افتادم، دیگه دلم نمی خواد دلیل نیومدنت رو بپرسم، چون به حرفت ایمان دارم، می دونم هر چی بگی عین حقیقته، از امروز دلم می خواد ازت بپرسم کی میای نفسم؟میخوام بگم تا ابد منتظرت می مونم، می خوام بگم بعد از خدا فقط امیدم به توئه، می خوام بگم خیلی دوست دارم، بگم اول خدا بعدش هم تو، دلم می خواد داد بزنم وبگم بعد از خدا تو رو پرستش می کنم، به عشق پاکمون قسم تا دنیا باقیست عشق من و تو هم موندگاره، فرشته ی پاکم بیا، بیا که بدون تو میمیرم، بیا..........

 

****************************

*********************

*************

********

****

***

**

*






این مطلب توسط arezoo-zahra derakhshandeh  روز شنبه 23 بهمن 1389 در ساعت 01:37 ب.ظ نوشته شد | نظرات()