تبلیغات
me and you - dard o del ba khoda
به me and you خوش آمدید ...
dard o del ba khoda

خدا جونم سلام،امروز دیگه میخوام با خودت حرف بزنم،میخوام دردمو به خودت بگم،خدا عشقم که صدای منو نمیشنوه حداقل تو به حرفام گوش کن،خدای بزرگ توی این دنیا هیچ کس حرفای منو نمی فهمه،دلیلشو نمیدونم شاید به خاطر نوع  بیان بده خودمه،ولی آخه...بگذریم.خداجونم میخوام باهات درد و دل کنم،توی دنیای به این بزرگی هیچ کس رو پیدا نکردم که بهم نزدیک باشه و منو بفهمه،البته خودت که بهتر میدونی آدمای این زمونه فرصتی واسه شنیدن حرفای یه عاشق بیچاره و بی کس رو ندارن،ولی میدونم که تو میفهمی،میشنوی،درک میکنی،حتی کمکم میکنی،مگه نه؟آره مثل همیشه...

خدای خوبم بهش گفتم دوسش دارم،گفتم عاشقشم،گفتم بدون تو زندگی برام معنا نداره،گفتم بدون تو هیچم،پوچم،نیستم،نابودم،دروغ نگفتم،خدا حتی براش گریه کردم.گفتم اگه بری نمیتونم،گفتم دلمو نشکن،گفتم آی بی رحم مگه تو دل نداری؟ ببینم اصلا تو عاطفه داری؟احساس داری؟چیزی از معرفت سرت میشه؟چرا میخوای تنهام بزاری؟گفتم آخه مگه خودت نبودی که میگفتی مال خودمی؟میگفتی یه تار موی تو رو با دنیا عوض نمیکنم؟آه...خدا،نمیدونم چرا تنهام گذاشت؟توی ذهنم پره از علامت های سوال؟؟؟؟که چرا؟آخه چرا؟مگه من چه گناهی مرتکب شده بودم؟خدا من که حاضر بودم حتی جونمو واسش بدم،من که حاضر بودم تمام زندگیمو فداش کنم،من که بهش گفته بودم بدون اون میمیرم،پس چرا تنهام گذاشت؟یکی نبود بهش بگه آخه بی معرفت تو که عشق سرت نمی شد،چرا با من اینکارو کردی؟چرا منو وابسته کردی؟چرا عاشقم کردی؟عاشق میکنی و بعد میری؟...میری و اینقدر سنگ دلانه تنهام میزاری؟خدایا تو میگی اون دوسم نداشت؟یعنی همه حرفاش دروغ بود؟یعنی فقط میخواست منو دیوونه کنه و بعدشم بای بای؟نه...نه خداجونم،باورم نمیشه،نفس من یه دونه اس،به جون خودم حاضرم قسم بخورم که توی دنیا نظیر نداره،پاکه به امام حسین،معصومه،ساده اس،حتما واسه رفتنش دلیلی داشته نه؟آره...خدایا من میدونم واسه این کارش دلیل داشته،اون یه روز برمیگرده،مگه نه؟بله حتما برمیگرده،من اطمینان دارم،خدایا هرشب توی خیالم باهاش حرف میزنم،حتی صداشو میشنوم،اون جوابمو میده،باهام حرف میزنه،توی رویاهام سرمو میزارم روی شونه های مردونه اش و گریه میکنم،وای که آغوشش چقدر گرمه،بهم آرامش میده ...آرومم میکنه...بهم امید به موندن میده...جون تازه میگیرم،یاد همون روزای آخر میفتم،آخ که چقدر دلم هوای اون روزا رو کرده،خدایا اونم منو دوس داشت،اون بهم قول داد که تا آخرش باهام میمونه،خدایا تو که خودت شاهد بودی اون روز چه حرفا بهم زد،تو که خودت دیدی،ندیدی؟دقیقا یادمه،تمام صحنه های اون روز رو یادمه،آسمون داشت نم نم می بارید،با هم قرار داشتیم،اون روز برای اولین بار دیر کرده بود،خیلی نگرانش شده بودم،هیچ کس حال و هوای اون روزای منو درک نمی کنه،با تمام وجود دعا میکردم که اون بیاد و یه بار دیگه چهره زیباش رو ببینم،وقتی اومد بابت اینکه دیر کرده بود ازم عذر خواهی کرد،فقط نگاش کردم،ولی مثل همیشه دلیلش موجه بود،قانع شدم و سرمو انداختم پایین.وای که وقتی اون چهره ی دوست داشتنیش رو یادم میاد،دلم میخواد فریاد بزنم، دیوونه می شدم وقتی می دیدمش،وقتی دستمو میگرفت و دوشادوش هم قدم می زدیم،بوی عطرش مستم میکرد،همون روز بود که زیر بارون بهم زل زد،توی نگاش دنیا رو میدیدم،زندگی رو میدیدم،عشق رو تو چشاش میدیدم،واااای که گلم چقدر بارون رو دوست داشت...هردومون عاشق بارون و ایستادن زیر بارون بودیم،میگفت این قطره ها اشک های عاشقاییه که از درد دوری معشوقشون میریزن،گلم حالا هروقت بارون میاد منم به همراه بقیه عاشقا اشک میریزم،اون قدر اشک میریزم تا بالاخره بیای،عشقم کاش دیر نکنی،اون روز هردومون زیر بارون خیس شده بودیم ولی هیچ کدوممون اون سوز و سرما رو حس نمی کردیم،درست پنج دقیقه توی چشام نگاه کرد،اولش یکم خجالت کشیدم ولی بعدش منم نگاش کردم،آآآآآخ که چه چشایی داشت...حالا دیگه هردومون داشتیم از بودن در کنار هم لذت می بردیم،بهم گفت تا ابد پیشم میمونه،منم بهش گفتم تا وقتی خون تو رگامه تنهاش نمیزارم،خندید و گفت:مال خودمی،پس چرا رفت؟چرا؟خدااااااا؟تو جواب سوالامو بده،چرا بعد از یک سال هنوز ازش بی خبرم؟خدا اون برمیگرده،من یقین دارم که برمیگرده،مونس تنهایی هام به من دروغ نگفته،همونطور که من بهش دروغ نگفتم،من به تمام زندگیم،به همه ی وجودم قول دادم،قسم خوردم که تا پای جون باهاش باشم،گفتم من هستم،تو هم باش.گفتم دلمو فقط به خودت دادم،پسش هم نمیگیرم،عزیز دلم تا ابد منتظرت میمونم،خدای خوبم حرفامو شنیدی؟حالا توی این روز قشنگ و بارونی ازت میخوام عشق منو بهم برگردونی،همه میگن روزای بارونی در رحمت خدا به روی همه بازه،میگن دعا ها مستجاب میشه،خدا خودت میدونی که جز عشقم هیچی رو ازت نمیخوام،پس به همین روز قسمت میدم که نفسم رو بهم برگردونی،خدا زندگیم رو،عشقم رو،همه کسم رو،معنای بودنم رو،وجودم رو،عزیزم رو بهم برگردون،خدااااااااا دوسش دارم،خودت که میدونی چقدر میخوامش،میدونی که عشق من هوس نیست،ریا نیست،یه عشق کودکانه هم نیست،تو که خوب منو میشناسی و از رگ گردن هم بهم نزدیک تری،تو که از عمق قلبم با خبری،میدونی که بدون اون میمیرم،پس عشقم رو ازم نگیر،اون فقط مال منه،منم فقط مال اون،خدایا فقط به امید وصال دوباره اش زنده ام،منتظرشم،تا ابد،تا پای جون،تا آخرین لحظه ی بودنم.

خداااااااااااااا عشقم رو فقط از تو میخوام

نفسم برگرد

 

***************************

******************

************

*******

 *****

**

*

Bache ha alaan ke daram ina ro minevisam inja(jahrom)dare barun miad

Har domun asheghe barunim

Kash unam emruz be yadam bashe

Ajezane azatun mikham age in veblago khundin vasam doa konin

Doa konid eshgham biad

Kheili dusetun daram

Ya hagh






این مطلب توسط arezoo-zahra derakhshandeh  روز چهارشنبه 13 بهمن 1389 در ساعت 09:03 ق.ظ نوشته شد | نظرات()